تاریخچه:
· "یانه" در گویش مازندرانی ممکن است تغییر یافته یا تلفظ محلی کلماتی مانند "اینه" (به معنای نشانه، علامت یا معلوم) یا "یانا" (مربوط به مکان یا جایگاه) باشد.
· "سر" در جغرافیای مازندران به معنای ابتدای، بالای یا سَرِ یک منطقه است (مانند ییلاق).
· بنابراین "یانهسر" احتمالاً به معنای "ابتدای منطقه یانه"، "محل نشانهدار" یا "جایگاه بلند" است که میتواند به موقعیت مکانی خاص آن اشاره داشته باشد.
1. تاریخچه منطقه ای و پیشینه احتمالی:
· دوره باستان و اسلامی: منطقه هزارجریب بهشهر (که بخشی از ناحیه تاریخی تمیشه یا قارن بوده) از دیرباز به دلیل حاصلخیزی، منابع آب فراوان و پوشش جنگلی انبوه، محل سکونت، کشاورزی و دامپروری بوده است. به احتمال زیاد، یانهسر در ابتدا به عنوان یک اقامتگاه موقت ییلاقی یا شکارگاه برای ساکنان دشتهای اطراف شکل گرفته است.
· دوره صفوی به بعد: با رونق شهر اشرف البلاد (بهشهر کنونی) در دوره صفوی، مناطق اطراف آن مانند هزارجریب نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفت. این روستا احتمالاً در این دوره یا پس از آن، به تدریج به یک سکونتگاه دائمی تبدیل شده است.
· معیشت تاریخی: اقتصاد روستا به طور قطع بر پایه کشاورزی دیم و آبی (غالباً گندم، جو، حبوبات)، باغداری (میوههای سردسیری) و دامداری (گاو، گوسفند، بز) استوار بوده است.
· وجه تسمیه هزارجریب: نام "هزارجریب" معمولاً به زمینهای گسترده و حاصلخیزی اشاره دارد که ممکن است در گذشته تحت مالکیت بزرگ یا وقف خاصی بوده باشد.
2. راههای تحقیق برای دستیابی به تاریخچه دقیقتر:
برای یافتن اطلاعات موثقتر، میتوانید این راهها را دنبال کنید:
1. مصاحبه تاریخ شفاهی: گفتوگو با کهنسالان و بزرگان روستا. آنها میتوانند درباره نامهای قدیم محلهها، نخستین ساکنان، آداب و رسوم خاص، وقایع مهم (مانند سیل، تغییرات آبادی) و کوچهای فصلی اطلاعات ارزشمندی بدهند.
2. مراجعه به ادارات محلی:
· دهیاری و شورای اسلامی روستای یانهسر: ممکن است اسناد یا تحقیقات محلی داشته باشند.
· اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان بهشهر.
· بایگانی ثبت اسناد و املاک بهشهر: برای بررسی اسناد مالکیت قدیمی که ممکن است به تاریخ تحولات زمینها اشاره کند.
3. بررسی منابع مکتوب منطقهای:
· کتاب "تاریخ مازندران" اثر اسماعیل مهجوری.
· کتاب "از آستارا تا استارباد" تألیف منوچهر ستوده (که به جغرافیای تاریخی و اماکن مازندران میپردازد).
· پایاننامهها یا مقالات دانشگاهی مرتبط با جغرافیا و تاریخ محلی منطقه هزارجریب بهشهر.
· کتابچه های سفرنامهنویسان قدیمی که از منطقه عبور کردهاند.
4. تِشِر:
تاریخ شفایی و باور اهالی بر این است که تشر بنایی قبل از دوره ی سلجوقیان دوران حکومت های محلی و منطقه ای و حاکمیت باوندیان ساخته شده است. ابو جعفر باوندی حاکم محلی مستقر در منطقه ی عمومی شرق روستای باستانی یانه سر نقطه ی مشهور به گرد تپه محل اسکان و استقرار بود.
ابو جعفر دختری زیبا و زیرک بنام تشره داشت که بدلیل بیماری از دنیا رفت به سبب علاقه وافر پدر به این دختر مقبره ای با یک بنای آجری در بدنه صخره ای و محلی صعب العبور و با چشم اندازی بسیار زیبا و یا معماری ماندگار و احتمال آسیب پذیری بسیار پایین با رعایت تمامی قواعد پدافند غیر عامل در آن دوره ساخته شد و پیکر تشره در آن مدفون شد و به ناسی از نام این دختر این مکان نشر نام گذاری شد.
بعدها ، بعلت دفن پیکر امام زاده عبد الله ع فرزند بلافصل امام جعفر صادق ع . نیز بعد از شهادت بنابه سند و روایتی در حرم حضرت فاطمه ی معصومه س در قم در این مکان مدفون گردید.
هرچند در کشور عزیز ما هفده نقطه را بنام امام زاده عبدالله ع می شناسند. ولی قول قوی تر برمبنای سند فوق در تشریانه سر است.
ابو جعفر باوندی و پسرش که هر دو از سرداران و جنگجویان بودند بعد از وفات .
در برج رادکانی مدفون شدند برج رادکان که در دو نقطه ی ایران ، یکی در توس خراسان و دیگری در کردکوی گرگان واقع هستند از بناهای دوره خواجه نصیر الدین طوسی اند.
در ساعات مختلف روز با تابش خورشید بر گنید و بدنه ی برج می توان زمان طی شده و ساعت آنرا محاسبه کرد.
تشر بنایی فوق العاده دیدنی و از لحاظ طبیعی آسیب پذیری بسیار پایینی داشته و دارد.
امااز دست بشر زیاده طلب و افراد سود جو بدلیل عدم تولییت میراث فرهنگی و عدم نظارت دستگاههای متولی بشدت تخریب گردید.
این بنا در ارتفاع ۱۷۰۰ متری از سطح دریا و با فاصله ی حدود ۶ کیلومتری از روستای یانه سر، واقع می باشد.

جمعبندی:
روستای یانهسر هزارجریب بهشهر، مانند بسیاری از روستاهای کوهپایهای و جنگلی مازندران، تاریخچهای کهن اما غیرمدون دارد. شکلگیری آن احتمالاً با فعالیتهای کشاورزی و دامداری و زندگی عشایری یا نیمهعشایری مرتبط است و در چند قرن اخیر به شکل روستای امروزی درآمده است. کلید اصلی کشف تاریخ آن، تحقیقات میدانی و محلی است.
اگر نام خانوادگی قدیمی ساکنان، نام مکانهای خاص (مانند قلعه، امامزاده، چشمه) یا روایتهای خاصی از این روستا میدانید، ارائه آنها میتواند به تحلیل دقیقتر کمک کند.

عمارت تاریخی شهریاری:
خانه شهریاری روستای یانه سر در دهستان شهدا بخش یانه سر شهرستان بهشهر واقع شده است. این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید.
این مکان متعلق به محمدباقرخان سردار رفیع یانسری صاحبمنصب نظامی و سیاسی منطقهٔ هزارجریب در دورهٔ قاجاریه و جنبش مشروطه بود. او بارها به حکومت استرآباد، شاهرود، بسطام و هزارجریب منصوب شد و دو بار نایبالحکومهٔ استرآباد شد.
در شهرستان بهشهر انواع مختلفی از آثار تاریخی را میتوانید بیابید که یکی از آنها خانه شهریاری روستای یانه سر بهشهر است.
روستای یانه سر از جمله روستاهای قدیمی این منطقه به شمار میرود، خانه شهریاری که عمارتی در وسط حیاط است، در دو طبقه ساخته شده است و تزئیناتی که در خانه وجود دارد شامل گچبریهای بسیار زیبا می شود.
سقف خانه مانند دیگر خانه های این منطقه به صورت شیروانی ساخته شده است و با تیرک های چوبی نگه داشته میشود، درب و پنجره های خانه تماماً از چوب ایجاد شده اند، در طبقه دوم خانه می توانید ایوانی وسیع را مشاهده کنید که به وسیله دو راه پله، که در طرف آن قرار دارند، به حیاط دسترسی دارد، همچنین در ساخت آن از آجر و خشت بهره برده اند.
محمدباقرخان سردار رفیع یانهسری صاحبمنصب نظامی و سیاسی منطقهٔ هزارجریب و گرگان در دورهٔ قاجاریه و جنبش مشروطه بود. او بارها به حکومت استرآباد، شاهرود، بسطام و هزارجریب منصوب شد و دو بار نایبالحکومهٔ استرآباد شد.
محمدباقرخان سردار رفیع یانهسری، فرزند لطفعلیخان سرتیپ، نوهٔ محمدباقرخان، نتیجهٔ مهدیخان و نبیرهٔ حاج محمدتقیخان و ندیدهٔ کربلایی محمدقلیخان است که او هم فرزند صادق سلطان بود.
محمدباقرخان سردار رفیع یانهسری، فرزند لطفعلیخان سرتیپ، نوهٔ محمدباقرخان، نتیجهٔ مهدیخان و نبیرهٔ حاج محمدتقیخان و ندیدهٔ کربلایی محمدقلیخان است که او هم فرزند صادق سلطان بود.
خاستگاه نخست این خاندان را سوادکوه و اندریه فیروزکوه گفتهاند که بنا به دلایل نامعلومی به هزارجریب کوچ کردهاند. از برخی اسناد برمیآید که سیصد تا پانصد سال صاحب فوج در منطقه بودهاند. صادق سلطان معاصر آقا محمدخان قاجار و همراه همیشگی وی در لشکرکشیها بود. حاج محمدتقیخان فرد شاخصی در استرآباد بود که مدرسهای در محلهٔ نعلبندان گرگان، کاروانسرایی در استرآباد و سدی نیز در روستای «چغر» احداث نموده است. برخی از اجداد وی در قلع و قمع بابیهٔ مازندران دخیل بوده و در سرکوبیهای ترکمانان استرآباد، از یاری آنها سود بردهاند. در جنگ دوم ایران و روسیه نیز یکی از اجداد او ـ مهدیخان ـ از همراهان عباس میرزا نایبالسلطنه بوده است. محمدباقرخان سردار رفیع، یک برادر به نام حبیباللهخان سرتیپ و سه خواهر به نامهای عالیه خانم، هما خانم و رقیه خانم مشهور به خانم شازده داشت. سردار رفیع و رقیه خانم فرزندان شازده خانم، حبیباللهخان سرتیپ و عالیه خانم فرزندان نرگس خانم و هما خانم فرزند بیگم ننا بودند.
محمدباقرخان سردار رفیع همچون پدرانش فرماندهی فوجی از افواج هزارجریب را برعهده داشت و طی دورانی که مشاغل سیاسی داشت، القاب و نشانهای مختلفی گرفت. نخستین سندی که از او نام برده شد، مربوط به سال ۱۳۰۶ ه. ق(۱۲۶۷ ه.خ) است که در آن از سوی ناصرالدینشاه، درجهٔ سرهنگی گرفت. سه سال بعد، سرتیپ فوج هزارجریب و حاکم آن خطه شد و برادرش حبیبالله خان در ربیعالاول سال ۱۳۰۹ ه.ق بنا به توصیهٔ حاکم مازندران ـ میرزا عبداللهخان یوشی ـ از سوی ناصرالدین شاه، درجهٔ سرهنگی گرفت و سرهنگ فوج چهاردانگهٔ هزارجریب شد.
حبیباللهخان در هنگام بازگشت محمدعلیشاه معزول از روسیه در سال ۱۳۲۹ ه. ق، مانند دیگر سرداران، مورد توجه وی قرار گرفت و طی نامهای از او، به رتبهٔ سرتیپی از درجهٔ دوم مفتخر و به «ضرغانالملک» ملقب گردید که البته در لشکرکشی به سمت تهران، شاه را یاری رساند.
محمدباقرخان سردار رفیع در جمادیالثانی ۱۳۱۰ ه. ق(۱۲۷۱ ه.خ) به دریافت یک قطعه نشان و یک رشته حمایل از درجهٔ دوم سرتیپی نایل آمد. در رجب همان سال (۱۲۷۱ ه.خ)، روستاهای «کفشگیری» و «نودیجه» که در تملک این خاندان بود، از پرداخت هر گونه مالیات معاف شد و در جمادیالاول ۱۳۱۳ ه.ق (۱۲۷۴ ه.خ) طی حکمی از شاه درجهٔ سرتیپی اول گرفت. او ابتدا القاب «معتمدالسلطان» و «ضرغامالملک» گرفت. در ذیالحجهٔ ۱۳۲۲ ه.ق (۱۲۸۳ ه.خ) از سوی محمدعلیشاه به «سالار اکرم» ملقب شد. در سال بازگشت محمدعلیشاه معزول، لقب «امیر اکرم»، در محرم ۱۳۳۵ ه.ق (۱۲۹۵ ه.خ) لقب «سردار مکرم» و در صفر ۱۳۳۵ ه.ق لقب «سردار رفیع» گرفت. سردار رفیع آخرین لقبی بود که به وی داده شد. سبب این تغییر سریع سردار مکرم به سردار رفیع در مدت کمتر از یک ماه این بود که سردار مکرم لقب برادرزادهٔ وزیر جنگ بود. او بارها به حکومت و نیابت حکومت رسید. در رجب ۱۳۰۹ ه.ق (۱۲۷۰ ه.خ) حکومت بلوک هزارجریب به او داده شد. در سال ۱۳۲۶ ه.ق (۱۲۸۷ ه.خ) حاکم شاهرود و بسطام شد. از جمادیالثانی ۱۳۲۷ تا شوال ۱۳۲۷ ه.ق در زمان حکومت نصرتالله خان امیر اعظم بود نایبالحکومهٔ استرآباد بود. در سال ۱۳۲۹ ه.ق (۱۲۹۰ه.خ) دوباره از طرف احمد شاه قاجار به حکومت شاهرود و بسطام رسید. از رجب ۱۳۲۹ تا ربیعالاول ۱۳۳۰ ه.ق (۱۲۹۱ه.خ) که دوران کر و فر شاه معزول در شمال است، از سوی وی به حکومت استرآباد رسید و پس از خروج شاه معزول، این بار از سوی دولت وقت در سال ۱۳۳۰ ه.ق (۱۲۹۱ه.خ) نایبالحکومهٔ استرآباد شد و تا سال ۱۳۳۴ ه.ق (۱۲۹۴ه.خ) نایبالحکومهٔ استرآباد بود و پس از جمادیالاول ۱۳۳۴ (فروردین ۱۲۹۵ه.خ) تا محرم ۱۳۳۶ ه.ق (آبان۱۲۹۶ه.خ) حاکم استرآباد شد و سرانجام از محرم ۱۳۳۶ ه.ق (آبان۱۲۹۶ه.خ) محل حکومتش، شاهرود و بسطام تعیین شد. زندگی سردار رفیع پس از پایان حکومتش در منطقه، مدتی به کشمکش با نمایندگان دولت مرکزی گذشت. بهانهٔ این کشمکشها، مسئلهٔ مالیاتهای معوقه و همچنین موضوع خلع سلاح سرداران متنفذ محلی بود که دولت، سعی در اجرای آن داشت. سردار رفیع پس از عزل از حکومت شاهرود (۱۲۹۶ه.خ)، دیگر به حکومت نرسید، اما بیمیل نبود که دوباره حاکمیت منطقه را به دست آورد.
او پیشنهاد داده بود که خراسان نیز ضمیمهٔ استرآباد شود و البته به حاکمیت او درآید. او در این درخواست، پذیرفته نشد، هر چند سعی دولت بر این بود که از او و همگنان او که در منطقه صاحب نفوذ بودند، در مواقع مختلف بهره برد. مسئلهٔ مالیات معوقه، شاید بهانهای بیش نبود و در واقع نوعی مصادرهٔ اموال بود که نه برای او، بلکه برای همهٔ همردیفان او در نظر گرفته شد و سابقهای دیرینه در تاریخ ایران دارد. شاید هم اگر نبود، نفوذ او در منطقه و ضعف نسبی دولت مرکزی، چه بسا تمام اموال او و همردیفانش توقیف و مصادره میشد و خود او و دوستانش مورد غضب بیشتری قرار میگرفتند. با این حال، به تهران خوانده شد و به نظر میرسد بیش از یک سال تحت نظر یا حبس بوده است.
البته نامههایی در خصوص تحویل سلاح و مالیات به رئیسالوزرا نوشته و ملاقاتهایی نیز با وی داشته است. او در نامهای به «سردار جلیل» یادآور میشود: «دولت ابتدا از خانهای تنکابن و لاریجان و… شروع کند تا به ما برسد و از او میخواهد که این کار را سست نگیرید که اسباب پشیمانی برای همه خواهد بود.» و خواهان اطلاع از وضعیت میرزا کوچک خان جنگلی و میرزا علیخان دیوسالار نیز میباشد. در نامهای به ریاستالوزرا یادآور میشود که: «فرمودید… در صورت اهمال، املاک چاکر توقیف خواهد شد. چاکر ملک و مال زیادی ندارد که قابل توقیف باشد، مختصر علاقه است به قدر معاش، آن را هم که توقیف فرمایند، آقا و صاحب اختیارید. باید مخارج چاکر را آن وقت از کیسهٔ مبارک مرحمت فرمایید…» از موضوعات مهم دیگر این دوران برای سردار رفیع، مسئلهٔ خلع سلاح سرداران و متنفذان محلی بود که او نیز موظف به استرداد سلاحهای دولتی و شخصی شد. او شماری را تحویل داد، اما به نظر میرسد متنفذان محلی نمیخواستند خود را یکباره خلع سلاح کنند و هر کدام از آنها شماری از سلاحهای خود را پنهان میکردند. به نقل حاکم مازندران ـ حسنخان ظهیرالملک ـ «در انبارهای کاه، منازل بعضی رعایا، سقف خانهها، جنگلها و کنار رودخانهها و غارها، سلاحهای بسیاری کشف گردید.» حاکم مازندران به رئیسالوزرا مینویسد: «سردار رفیع هنوز ده یک اسلحهٔ خود را تسلیم مأمورین نکرده و تمام را به دفعالوقت و اظهار اطاعت فقط به زبان گذرانده است.»
سردار در اختلاف رضا خان سردار سپه و امیرمؤید سوادکوهی واسطهٔ صلح شد.
سردار رفیع پس از سالها زندگی سیاسی در سال ۱۳۰۹ ه.خ درگذشت و در منطقهٔ «خوشانگور» در امامزاده محمد واقع در مقبرهٔ خانوادگی دفن شد. در سوگش مراسم رسمی گرفتند و موزیک سوگواری نواختند.
او دو زن اختیار کرد. زن نخست، «امیرزاده خانم رمدانی» بود که از او «لطفعلیخان سالار»، «نوابه خانم»، «ایران خانم»، «حاجیه خانم» و «قیصر خانم» زاده شدند. از زن دوم سردار که «سکینه خانم» نام داشت، «آقا محمدحسن»، «سلطان خانم» معروف به جهان سلطان و «کشور خانم» معروف به گلن خانم زاده شدند.
ساختمان شهریاری یا خانه شهریاری یا اندرونی در یانهسر که با شمارهٔ ۷۸۴۴ مورخ ۱381/12/17 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده محل اسکان سردار رفیع بوده و خانهٔ شهریاری دفتر کار یا ساختمان اداری محل کار حاکم استر آباد بوده است.


عمارت شهریاری قرن ۱۹
سال ۱۲۹۷
عمارت تاریخی شهریاری:
فصل بهار
🍃





























فصل تابستان:
فصل پاییز
🍁























فصل زمستان:
نقشه:
بخش هزارجریب
طراح وب سایت:
شرکت گسترش طراحان نقش الماس
در صورت تمایل به داشتن رزومه قدرتمند در گوگل و خدمات CRM و پیشرفت کارتون در جذب و مدیریت مشتری با شماره و صفحه رزومه زیر کلیک نمایید.
09362239938
























































































