١_٢تحليل مسئله
1. آیا منظور خداوند از دستور به تدّبر قرآن، تدّبر در تک تک آیات و موضوعات متعدد و متکثر قرآن است یا فقط موضوع مشخصو معّینی مّد نظر او است؟
نقطه پیچ بحث، دقیقا موضوع تدبّر در قرآن چیست؟ آیا خداوند دستور داده است ً همین جاست. در واقع سؤال این است که مسلمانان و مخاطبان قرآن در تمام موضوعات ریز و درشت، اعم از متشابه و محکم و ...، تدّبر کنند؟ یا امر به تدبّر فقط در یک موضوع خاصی صادر و نازل شده است؟
2. نکته مهم دیگر این است که؛ معمولا، علم در اسلام دو مفهوم دارد، یکی حقیقت و جوهر علم و دیگری پوسته و ظاهر علم .
مشهور این است که انواع علوم اسلامی و غیر اسلامی پوسته و ظاهر علم محسوب می شوند و حقیقت علم و معرفت، چیز دیگری است. همه علوم مقدمه اند برای رسیدن به حقیقت و معرفت. اکنون سؤال این است که؛ آیا علم تدبّر قرآن، همانند سایر علوم، پوسته و ظاهر برای یک حقیقت و معرفت دیگر است یا خودش همان حقیقت، جوهر و باطن معرفت است؟ این نکته نیز، مسئله مهّمی در علم تدبّر است که به آن پرداخته خواهد شد.
۳. نکته سوم این است که؛ منظور از »علم تدبّر قرآن« چیست؟ و چه ویژگی هایی دارد که به عنوان یک علم مطرح شده است؟ علم تدّبر چه تفاوتی با تفسیر دارد؟ پاسخ تمام این سؤالات و نکات در این است که بدانیم »موضوع علم تدبّر« چیست؟
۲_۲چیستی موضوع
همانگونه که ملاحظه شد، تا »موضوع علم تدّبر« معلوم نشود، تعریف دقیقی از این علم نمی توان ارائه داد. درواقع مهمترین قسمت از رئوس ثمانیه، موضوع علم است که تا مشخص نشود بقیه مطالب پیرامون آن علم، معلوم نمی شود .موضوع علم تدبّر چیست؟ می دانیم که قرآن، دارای موضوعات متعدد، متکثر و فراوانی است؛ کدام یک از موضوعات مطرح شده در قرآن موضوع علم تدّبر است؟ آیا همه موضوعات متعدد و متکثر قرآن باید تدّبر بشوند یا فقط موضوع خاصی باید تدّبر بشود؟ آیا تدّبر از نوع علوم حسی و عقلی است یا از نوع علوم قلبی و شهودی است؟ با علم تدّبر، چه چیز را می توان فهمید؟ آیا موضوع علم تدبّر با موضوع تفسیر یکی است یا موضوع این دو با هم متفاوت است؟
۳_۲آیات موضوع "علم تدبر"
در قسمت قبل به »موضوعات« متعدد و متکثر قرآن اشاره نمودیم، اکنون به »آیات« متعدد و فراوان قرآن تو ّجه می نماییم و سؤال می کنیم که؛ کدام آیات قرآن موضوع علم تدّبرند؟ آیا همه شش هزار و اندی آیات قرآن را باید تدّبر نمود؟ آیا امکان تدّبر تمام آیات قرآن برای تک تک مخاطبان قرآن وجود دارد؟ یا فقط آیات مشخص و معلوم و محدودی باید تدّبر بشوند؟ به طور دقیق، کدام آیات، یا کدام سوره ها، یا کدام بخش از آیات قرآن باید تدّبر بشوند؟ در نهایت، آیات قرآن تدّبر بشوند تا به چه حقیقتی برسیم؟
نخستین آیه تدبّر
همانگونه که ملاحظه شد، واژه »تدّبر« در کل قرآن فقط چهار مرتبه نازل شد. نخستین بار در سوره مبارکه »ص«به این صورت آمد:
[كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ]
ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﭘﺮﺑﺮﻛﺘﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﻢ ﺗﺎ ﺁﻳﺎﺗﺶ ﺭﺍ ﺗﺪﺑّﺮ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪﺍﻥ ﻣﺘﺬﻛّﺮ ﺷﻮﻧﺪ .(ص ٢٩)
۱) "كتا ٌب" منظور از کتاب چیست؟ تا این لحظه که آیه (۲۹ص) نازل شد، فقط 3۸ سوره بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل شد؛ آیا همین 3۸ سوره فقط برای تدّبر نازل شدند یا سوره هایی که قرار است بعد از این بیاید نیز، برای تدّبر نازل می شوند؟
۲) [[ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ ]] مخاطب این جمله کیست؟ آیا مقصود پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است؟
۳) <<لیدبروا>> اولا به توجه به حرف(( لام))آیا فلسفه علت نزول این کتاب این است که مردم در آن تدبر کنند؟
ثانیا چه کسانی باید در آن تدّبر کنند؟ فاعل »ِلیدَّبروا« کیست؟ آیا افراد خاصی باید در قرآن تدّبر کنند یا همه باید تدّبر نمایند؟ثالثا چگونه تدّبر کنند؟ روش و شیوه تدّبر چگونه است؟
۴) <<آیاِته >>منظور، کدام آیات است؟ آیا در همه آیات تدّبر بشود؟ یا فقط در آیات خاصی باید تدّبر بشود؟ آیا همین آیه نیز باید تدّبر بشود؟ تدّبر این آیه چگونه است؟
۵)[[ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ]] اولا صاحبان خرد چه کسانی اند؟ آیا هرکسی که تدّبر کند و اندیشه کند و سؤال بپرسد، دارای خرد وو دارای قلب و فکر میشود؟ ثانیا متذکر چه چیزی می شوند؟ آیا اگر تدّبر کنند، مطلب خاصی را متو ّجه می شوند؟ آیا اگر همه تدّبر کنند، یک مطلب را متو ّجه می شوند یا هرکسی یک چیز را می فهمد؟ موضوع اصلی قرآن و موضوع اصلی تدّبر قرآن چیست؟
۴_۲آیات محکم و متشابه
در قسمت قبل با تحلیل و تدّبر نخستین آیه ای که در آن واژه تدّبر نازل شده بود، آشنا شدیم. اکنون قبل از اینکه به تحلیل و تدّبر سه آیه دیگر که واژه »تدّبر« در آنها نازل شده، بپردازیم، ابتدا به تدّبر آیه ۷ سوره مبارکه آل عمران که آیات قرآن را به دو بخش
(محکمات )و (متشابهات) تقسیم نمود، اشاره می کنیم :
ِهُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ
ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻛﺘﺎﺏ ، ﺁﻳﺎﺕ ﻣﺤﻜﻢ ﺍﺳﺖ [ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻛﻠﻤﺎﺗﻲ ﺻﺮﻳﺢ ﻭ ﻣﻔﺎﻫﻴﻤﻰ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ ] ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺻﻞ ﻭ ﺍﺳﺎﺱ ﻛﺘﺎﺏ ﺍﻧﺪ ، ﻭ ﺑﺨﺸﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺁﻳﺎﺕ ﻣﺘﺸﺎﺑﻪ ﺍﺳﺖ [ ﻛﻪ ﻛﻠﻤﺎﺗﺶ ﻏﻴﺮ ﺻﺮﻳﺢ ﻭ ﻣﻌﺎﻧﻲ ﺍﺵ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺟﺰ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﻳﺎﺕ ﻣﺤﻜﻢ ﻭ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ ] ﻭﻟﻲ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﻠﻮﺑﺸﺎﻥ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ [ ﺍﺯ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﺍﻟﻬﻲ ] ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺘﻨﻪ ﺍﻧﮕﻴﺰﻱ ﻭ ﻃﻠﺐ ﺗﻔﺴﻴﺮِ [ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﻣﺮﺩم ﻭ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﺁﻧﺎﻥ ] ﺍﺯ ﺁﻳﺎﺕ ﻣﺘﺸﺎﺑﻬﺶ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ، ﻭ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﻜﻪ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻭ ﺣﻘﻴﻘﻲ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﺪ . ﻭ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶ [ ﻭ ﭼﻴﺮﻩ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﻴﻨﺶ ]ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ : ﻣﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻳﻢ ، ﻫﻤﻪ [ ﭼﻪ ﻣﺤﻜﻢ ، ﭼﻪ ﻣﺘﺸﺎﺑﻪ ] ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﺎﺳﺖ . ﻭ [ ﺍﻳﻦ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺭﺍ ] ﺟﺰ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﺧﺮﺩ ﻣﺘﺬﻛّﺮ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﻧﺪ .(آل عمران٧)
ستوهای قرآن اند؛ و بخش دیگر، آیات متشابهات اند. لکن افرادی که در دل آنها مرض است از متشابهات کتاب پیروی می کنند؛ به این جهت که می خواهند فتنه ایجاد کنند و می خواهند متشابهات کتاب را تأویل کنند. و این درحالی است که تأویل متشابهات را جز خداوند و جز راسخون در علم نمی دانند. درواقع سخن راسخون در علم این است که می گویند: ما ایمان آورده ایم به کتابی که هر دو بخشش از سوی خداست. و چنین چیزی را متوجه و متذکر نمی شوند مگر صاحبان ِخرد واندیشه این ، یکی از تقسیم بندی های قرآن است؛ در آینده با تقسیم بندی دیگری برای آیات قرآن آشنا می شویم. اما کدام یک از این دو بخش موضوع علم تدّبرند؟ محکمات یا متشابهات
۵_۲مقایسه بین آیه 29 سوره (ص)و ٧ (آل عمران)
( ۱)[[كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ ]] و[[هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ]]مخاطب هر دو آیه پیامبر است.
(۲)[[ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ ]] و [[مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ ]] پس گویا خودش آیاتی که باید تدبر شوند را دسته بندی نمود .پس درکدام بخش از این آیات باید تدبر نمود؟آیا هر دو بخش محکمات و متشابهات باید تدبر شوند یا فقط یک بخش؟ اکنون خودش آیاتی که نباید تدبر شود را جدا میکند.
الف) آیات متشابه نباید تدبر شوند
[[فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ ....]]
پس اولا نباید از آیات متشابه تبعیت نمود.
ثانیا ویژگی آیات متشابه این است که تبعیت از آنها باعث فتنه می شود . ثالثا کسانی که در دلشان انحراف است از متشابهات تبعّیت و پیروی می کنند .رابعا آیات متشابه دارای تأویل اند که فقط افراد خاصی که با تعبیر ِ[[وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ]]در این آیه معرفی شدند، تأویل آنها را می دانند
[[وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ ]]
آیا از مجموع جمالت و نکات این آیه متو ّجه نمی شویم که آیات متشابهات مربوط به ما نیستند و ما نباید آنها را تدّبر کنیم و نباید از آنها پیروی کنیم؟
ب)آیات محکم باید تدبر شوند
[[مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ]] آیات محکمات، اُم، مادر، ریشه، بن، پایه و اصل و اساس کتاب اند. پس آیا فقط اینها را بایدتدّبرکنیم و بفهمیم؟ آیا فقط محکمات مربوط به ما هستند؟
(٣)[[وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ]] و[[وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ]]
(..تا صاحبان ِخرد تدّبر کنند و متذکر شوند) ،( فقط صاحبان ِخرد متذکر می شوند) پس متذکر شدن [(اولو الباب)] هدف مشترک هر دو آیه است.. ُخب، صاحبان خرد چه چیز را باید متو ّجه شوند؟ از مقایسه دو آیه، می توان چنین نتیجه گرفت که اولا تدبر مربوط به آیات محکمات است و تدّبر محکمات باعث تو ّجه و تذکر صاحبان خرد می شود. ثانیا محکمات تو ّجه و تذکر صاحبان خرد میشود ثانیا صاحبان خرد متوجه و متذکر (الراسخون فی العلم ) میشوندیعنی محکمات معرفی کننده الراسخونی اند که تأویل کننده متشابهات اند. زیرا:
(۴) [[ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ]]
نکته مهم در این آیه، رابطه بین محکمات با(الراسخون فی العلم) است. کل قرآن از طرف خداست و همه اش باید فهمیده شود، لکن متشابهات نباید پیروی بشوند چون باعث فتنه می شوند. اما، چگونه می توان محکم را از متشابه تشخیص داد؟ آیا می توان محکمات را بی ارتباط با (الراسخون فی العلم)خواند؟با توجه به همه اجزا آیه اّولا محکمات قابل فهم اند ثانیا ام الکتاب و اساس کتابند و بر روی اُّم الکتاب بودن آنها تأکید می کند. ثالثا معرفی کننده راسخون در علم اند. چون در غیر این صورت، به هیچ وجه نمیتوان بین محکم و متشابه را تشخیص داد(ُام الکتاب )را در سوره زخرف معرفی نمود که در ادامه به آن میپردازیم.
فاعل[[يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ]] چه کسانی هستند؟ ضمیر (ه) در (به) به چه مرجعی برمیگردد؟؟ آیا به کتاب ایمان می آورند و می گویند ما به کتابی که دو بخش است ایمان آوردیم؛ که هر دو بخش (محکم) و( متشابه ) آن از طرف خداوند است؟ پس کل کتاب موضوعّیت دارد و باید به کل کتاب ایمان آورد؛ و این در صورتی است که محکمات معرفی کننده راسخون در علم باشند و راسخون در علم، تأویل کننده متشابهات باشند، در این صورت است که کل قرآن فهمیده می شود .
۶_۲شاهد مثال از خطبه غدیر خم شبیه آنچه در آیه ۷ سوره مبارکه آل عمرآن فهمیده شد، در فرمایش پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در خطبه غدیرخم نیز وجود دارد :
ْ [[مَعاشِرَ النّاسِ، تَدَبَّرُوا القُرْآنَ وَافْهَمُوا آیاتِهِ، وَانْظُرُوا إلی مُحْکَماتِهِ وَلا تَتَّبِعُوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللّهِ لَنْ یبَینَ لَکُمْ زَواجِرَهُ وَلَنْ یوضِحَ لَکُمْ تَفْسیرَهُ إلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بِیدِهِ]]
(ای گروه مردم! قرآن را تدبّر كنید و آیات آن را بفهمید. بر محكماتش نظر كنید و از متشابهاتش پیروي ننمایید. پس به خدا سوگند جز همین كه دست و بازوي او را گرفته و باال آورده ام )حضرت علی علیه السلام (كسی پیچیدگی ها و دشواری های آن را برای شما بیان و تفسیر آن را برای شما آشكار نمي كند )
۱. تعریف تدبّر از زبان پیامبر اسالم صلی الله علیه و آله :تدّبر کنید قرآن را، یعنی آیاتش را بفهمید. مسئله را فلسفی و پیچیده نکنید، شما چگونه حرف های همدیگر را می فهمید، ُخب، آیات قرآن را نیز، همین طور بفهمید.
2. موضوع علم تدبّر در بیان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله: فقط آیات محکمات قرآن را تدّبر کنید.
۳. موضوع علم تفسیر :همه آیات را تدّبر نکنید، زیرا شما خودتان نمی توانید متشابهات را بفهمید، پس نمی توانید از آنها پیروی و تبعّیت کنید؛ بلکه باید حضرت علی علیه السلام که آیات محکمات، او را برای شما معرفی می کند، متشابهات را برای شماتفسیر نماید.
درواقع، هماهنگی کاملی بین کتاب و سّنت وجود دارد. به این ترتیب، موضوع علم تدّبر معلوم شد؛ همچنان که موضوع علم تفسیر نیز مشخص شد. آیات محکمات را تدّبر کنید تا حضرت علی علیه السلام و راسخون در علم را از آیات محکمات بفهمید و سپس ایشان آیات متشابهات را برای شما تفسیر می کند. اما به چه دلیل از این فراز خطبه غدیر ُخم می گوییم که آیات محکمات معرفی کننده حضرت علی علیه السلام است؟ در بیان پیامبر اسلام که چنین مطلبی نبود، پس از کجا چنین نتیجه ای گرفته شد؟ پاسخ بسیار ساده است؛ زیرا در روز غدیر خم، هدف و مقام، مقام معرفی حضرت علی علیه السلام بود. چون هدف از تشکیل جلسه در روز غدیر خم،معرفی ولایت بود، و چون پیامبر اسلام در مقام معرفی ولایت بودند، لذا وقتی می فرمایند: »فقط آیات محکم قرآن را تدّبر کنید،«
یعنی تدّبر کنید و به ولایت برسید تا ولایت، آیات متشابه را برای شما تفسیر کند .
پس این فراز از خطبه غدیر خم نیز به زیبایی، موضوع تدّبر را آیات محکمات و موضوع تفسیر را، آیات متشابهات معرفی نمود.
البتّه قابل تو ّجه است که یکی از اصول و مبانی علم تدّبر این است که؛ در تدّبر آیات محکمات از روایات ائمه علیهم السلام به عنوان دلیل و برهان استفاده نمیشود.
بلکه از روایات، فقط به عنوان نمونه و شاهد مثال و نشانه برای اینکه ببینیم مسیر تدّبر را درست طی نمودیم یا نه استفاده می شود. اکنون همین حقیقت زیبا و متعالی را، در ادامه از آیات قرآن تدّبر می کنیم.
1]تعریف تدبر از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله
۲]موضوع علم تدبر در زبان پیامبر صلی الله علیه و آله
۳]موضوع علم تفسیر در بیان پیامبر صلی الله علیه و آله
۷_۲ولایت ، موضوع آیات محکمات
پس به این ترتیب، برای تشخیص (موضوع علم تدّبر)باید آیات محکمات (هن ام الکتاب)یعنی ریشه و اصل و اساس ُکتاب اند، مشخص شوند. اما موضوع آیات محکمات چیست؟ آیا اینها دارای موضوع واحدی هستند یا دارای موضوعات متعدد و پراکنده ای هستند؟ سوره مبارکه الزخرف پاسخ این سؤال را مشخص و موضوع آیات محکم را معرفی نمود :
َ ﺣﻢ(١)
حم
وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ
ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ [ ﺍﻳﻦ ] ﻛﺘﺎﺏ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮ(٢)
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
ﻛﻪ ﻣﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ [ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ] ﻋﺮﺑﻲ [ ﻓﺼﻴﺢ ﻭ ﮔﻮﻳﺎ ] ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﺗﺎ [ ﺩﺭ ﺁﻥ ] ﺗﻌﻘّﻞ ﻛﻨﻨﺪ ;(٣)
وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺍمِّ ﺍﻟﻜﺘﺎﺏ [ ﻛﻪ ﻟﻮﺡ ﻣﺤﻔﻮﻅ ﺍﺳﺖ ] ﻧﺰﺩ ﻣﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻭ ﺣﻜﻴﻢ ﺍﺳﺖ .(٤)
أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا أَن كُنتُمْ قَوْمًا مُّسْرِفِينَ
ﺁﻳﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺷﻤﺎ ﻗﻮﻣﻰ ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻛﺎﺭﻳﺪ ، ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺭ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﻴﻢ ؟ ! [ ﻧﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻴﻢ ﺗﺎ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﺤﺮﻭم ﻧﺸﻮﻧﺪ . ](٥)
سؤالات تدبّری:
مِقصود از (حم ) و (الکتاب مبین) چیست؟ آیا اینها دو چیزند یا فقط یک حقیقت اند؟ حقیقت (حم)و حقیقت (کتاب مبین) چیست؟
[کتاب مبین] یعنی کتاب روشن، آشکار و معلوم. آیا مقصود، همین آیا ِت محکمات است؟
ُإِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
ﻛﻪ ﻣﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ [ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ] ﻋﺮﺑﻲ [ ﻓﺼﻴﺢ ﻭ ﮔﻮﻳﺎ ] ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﺗﺎ [ ﺩﺭ ﺁﻥ ] ﺗﻌﻘّﻞ ﻛﻨﻨﺪ ;(٣)
ضمیره(ه)در( جعلناهُ)به چه مرجعی برمی گردد؟ آیا به(حم) یا به (کتاب مبین) و یا به هر دو بر می گردد؟ مرجع نزدیکتر، (کتاب مبین)است. لذا آن کتاب روشن( را )به صورت( قرآن عربی) قرار دادیم تا شما تعقل و اندیشه کنید «.آیا منظور از تعقل و اندیشه همان تدّبر است؟ آیا از مقایسه این آیه با آیه 2۹(سوره ص)و با آیه 7(سوره آل عمران) می توان نتیجه گرفت که منظور از (تدّبر) تعقل و اندیشه است و تدّبر باید در(آیات محکم) که همان کتاب مبین و کتاب روشن و آشکار( و اصل، اساس، حقیقت، مادر و ریشه) قرآن است، صورت بگیرد؟
وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺍمِّ ﺍﻟﻜﺘﺎﺏ [ ﻛﻪ ﻟﻮﺡ ﻣﺤﻔﻮﻅ ﺍﺳﺖ ] ﻧﺰﺩ ﻣﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻭ ﺣﻜﻴﻢ ﺍﺳﺖ .(٤)
اولا ضمیر (ه) در [انه ]به چه مرجعی برمیگردد؟
ِّ آیا به قرآن که همان کتاب مبین است، برمی گردد؟ ثانیا منظور از [ام الکتاب]چیست؟؟ در آیه ۷سوره آل عمران ام الکتاب را همان آیات محکمات معرفی نمود.
آیا منظور این است که؛ ((او در آیات محکمات قطعاً و حتماً علی حکیم)) است؟
ثالثا منظور از ((علی حکیم)) چیست؟ آیا منظور وجود مقدس حضرت مولی الموحدین علی علیه السلام است؟ اگر منظور این نیست، پس منظور چیست؟
نکته:اگر طبق آنچه در ترجمه ها بیان شده است، (علی حکیم) را صفت برای ضمیر »نا« در [لَدیناه] یا صفت برای[ ام الکتاب] بگیریم. آنوقت جمله ناقص و ناتمام است. (و همانا او در اُم الکتاب نزد ما که ما علی حکیم هستیم) جمله باید ادامه بیابد
و اگر (علی حکیم) را صفت برای (ام الکتاب) بگیریم در این صورت نیز جمله ناقص است و جمله ُمسند ندارد. [همانا او در ام الکتاب که برتر و داناست، نزد ما!!« همانا او چی؟ث [اَِّنهُ] (همانا او) این مسندالیه است؛ اما مسند جمله چیست؟ یعنی چه چیزی به *اَِّنهُ* (همانا او) که مسند الیه است، استناد داده شد؟ می بینیم که جمله ناتمام و ناقص است و آیه بعد نیز این نقص را جبران نمی کند. متأسفانه این جمله در قرآنهای با ترجمه فارسی، درست ترجمه نشده است؛که ممکن است از روی تقیه باشد. البتّه به نظر می رسد که امروز تقیه ضرورت نداشته باشد.
استدلال منطقی
۱. [[مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ]] ( آل عمران ۷)
۲.[[ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ]] ( زخرف ۴)
آیات محکمات همان (( ام الکتاب)) است<<در ام الکتاب نزد ما قطعا علی حکیم است>>
(( ام الکتاب))در هر دو آیه تکرار شده است و طبق علم منطق حد وسط است. پس دقیقا طبق قضیه ی نوع اول منطق،حدوسط حذف می شود، نتیجه:
[[[مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ]]]
(بخشی از کتاب، آیات محکمات است که آن، نزد ما قطعاً علی حکیم است.)
نزد ما (علی حکیم) و نزد شما (ذکر) است
(لدینا)یعنی نزد ما قطعا و حتما علی حکیم است خدایا نزد شما
ّعلی حکیم است، پس نزد ما انسانها کیست؟
َ ما علی حکیم را چگونه در آیات محکمات قرآن جستجو کنیم و بشناسیم؟ آری! نزد شما »ذکر« است :
ُ[[أفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا أَن كُنتُمْ قَوْمًا مُّسْرِفِينَ]]
ﺁﻳﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺷﻤﺎ ﻗﻮﻣﻰ ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻛﺎﺭﻳﺪ ، ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺭ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﻴﻢ ؟ ! [ ﻧﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻴﻢ ﺗﺎ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﺤﺮﻭم ﻧﺸﻮﻧﺪ . ](٥)
»پس آیا چون که شما مردمی اسراف کارید، من »ذکر« را از شما برمی دارم و از آن صرفنظر می کنم!؟«
این، ظاهر جمله است؛ اما این جمله مفهوم دارد؛ مفهوم جمله این است که: خیر، چنین نمی کنم، از او صرفنظر نمی کنم، بلکه»ذکر« را برای شما نگه می دارم و او را برای شما حفظ می کنم؛ و او را برای شما ولی قرار میدهم هر چند که شما گروهی اسراف کار هستید و به این »ذکر « ظلم می کنید و آن را مهجور می کنید.
[[أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ]]( َعْنكُم)از شما پس در[آیات محکمات]برای شما و نزد شما »ذکر« است؛ ا ّما نزد ما (علی حکیم) است. پس شما از این لحظه به بعد با کلیدواژه »الذّکر« به دنبال وجود مقدس (علی حکیم علیه السلام) در آیات محکمات بگردید و تدّبر کنید و تعقل کنید و او را بشناسید و از او تبعّیت کنید تا او آیات متشابهات را برای شما تفسیر و تأویل نماید.
۸_۲موضوع علم تدبر،شناخت ولایت از آیات محکمات
از مقایسه و کنار هم قرار دادن آیا ِت سه سوره مبارکه (ص)و( آل عمران )و (الزخرف) هم موضوع تدّبر آیات کتاب« که در
آیه 2۹ سوره »ص« به آن اشاره نمود برای ما مشخص شد؛ و هم حد و حدود این آیات از آیه ۷ سوره آل عمران، معلوم شد؛ و هم مصداق آن، در سوره مبارکه الزخرف معرفی شد. در نتیجه می توان آیه 2۹ سوره »ص« را چنین ترجمه نمود :
»)ای پیامبر!( کتاب مبارکی بر تو نازل شد تا آنها )مخاطبان کتاب( در آیات آن، )البتّه نه در همه آیات، بلکه در آیات محکمات آن تدبر کنند و تا اینکه صاحبان خرد متذکِر ( ذکری بشوند که او در نزد ما نامش علی حکیم است، لکن در آیات محکمات، برای شما »الذّکر« است. لذا بقیه آیات محکمات را تدّبر کنید تا ببینید این »الذّکر« و »علی حکیم« کیست و چه پیام ودستوری دارد؛ و ببینید که او آیات متشابهات را چگونه برای شما تفسیر و تأویل می کند)
به این ترتیب موضوع نخستین آیه تدّبر برای ما معلوم شد، بر این اساس می توان موضوع »علم تدّبر« را چنین بیان نمود که؛
موضوع علم تدبّر عبارت است از:
معرفت و شناخت کامل، عمیق و همه جانبه ی جریان ولایت و موضوعات مرتبط با آن،از طریق تدّبر آیات محکمات قرآن. که درواقع، ولایت و مسائل پیرامون آن، (دشمنان ولایت) موضوع اصلی قرآن، ستون، اصل، ریشه، حقیقت، مادر و اساس قرآن است.